کرم و سيب ... - آسمان مال من است

کرم و سيب ...

اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟

 من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم ...

من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني

 ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پيله بستي...

حالا دومين باره که عاشقت شدم

 اما من هنوز يه کرم سيب هستم و تو يه پروانه خوشگل

تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيب هايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده ...

از هر چي سيبه منتنفرم

  
نویسنده : دختر بابا ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦